چِکِستوری

  • ۰
  • ۰

آخرش

یه روزی هم میاد که یکی می‌زنه روو شونه‌مون و به خودمون میایم و می‌فهمیم تموم عمر تنها بودیم و آدمایی که باهاشون خندیدیم و گریه کردیم و حرص خوردیم و عصبی‌مون کردن و دوسمون داشتن و دوست داشتنمون رو خرجشون کردیم تخیلمون بودن 

یه روزی میاد که اونی که زده روو شونه‌مون تا به خودمون بیایم یه صندلی می‌ذاره و روبرومون می‌شینه و زل می‌زنه توو چشامون و ازمون می‌پرسه چرا توو خیالمون این آدما رو ساختیم

 یه روزی میاد که می‌فهمیم همه چیِ دور و برمون زاییده ی تخیلمون بوده.. 

همه چی..


#هذیون

  • چکا کریمی
  • ۰
  • ۰
سلام به نوشتن!
اعتیادی که سعی در ترکش داشتم و دیگه کم آوردم از دوریش :))
  • چکا کریمی